ساتوشی ناکاموتو و بیت کوین تنگه جدید اقتصاد دنیا

آیا ساتوشی ناکاموتو پیامی فراتر از بیت‌کوین داشت؟

بازخوانی نخستین پیام بلاکچین از منظر اقتصاد سیاسی، تاریخ معاصر و نمادشناسی

بیش از هفده سال از زمانی می‌گذرد که فرد یا گروهی با نام مستعار «ساتوشی ناکاموتو» فناوری بلاکچین و یکی از کاربردهای آن یعنی ارز دیجیتال بیت‌کوین را به جهان معرفی کرد. با وجود تأثیر عمیق این پدیده بر اقتصاد جهانی، نظام‌های مالی، بازارهای سرمایه و حتی سبک زندگی انسان‌ها، هویت واقعی خالق آن همچنان ناشناخته باقی مانده است. در طول این سال‌ها افراد متعددی مدعی ساتوشی بودن شده‌اند و گمانه‌زنی‌های فراوانی درباره شخصیت، ملیت، اهداف و انگیزه‌های وی مطرح شده است، اما هنوز هیچ روایت قطعی و قابل اثباتی درباره هویت او وجود ندارد.

امروزه می‌توان ساتوشی ناکاموتو را، صرف‌نظر از ناشناس بودنش، در زمره ثروتمندترین افراد تاریخ دانست. با این حال، مهم‌ترین میراث او نه دارایی‌هایش، بلکه نخستین پیامی است که در اولین بلاک زنجیره بیت‌کوین، موسوم به «بلاک جنسیس»، ثبت کرد؛ پیامی که همچنان مهم‌ترین سرنخ موجود درباره جهان‌بینی و اهداف خالق بیت‌کوین محسوب می‌شود.

پیام ساتوشی ناکاموتو در نخستین بلاک بیت‌کوین چنین است:

«The Times 03/Jan/2009 Chancellor on brink of second bailout for banks»

یا به فارسی:

»تایمز، سوم ژانویه ۲۰۰۹؛ صدراعظم در آستانه دومین کمک مالی به بانک‌ها«

بسیاری این جمله را صرفاً اشاره‌ای به بحران مالی سال ۲۰۰۸ و سیاست نجات بانک‌ها توسط دولت‌ها می‌دانند. اما پرسش اساسی این است که اگر هدف تنها اشاره به همین تیتر بود، چرا نام روزنامه و تاریخ انتشار آن نیز در بلاک جنسیس ثبت شد؟

نقطه آغاز این تحلیل، توجه به فلسفه بنیادین بلاکچین است. در ساختار بلاکچین، هیچ بلاکی به تنهایی منشأ ارزش نیست؛ بلکه اعتبار و ارزش هر بلاک از اتصال آن به بلاک‌های پیشین و پسین حاصل می‌شود. بلاکی که از زنجیره جدا شود، نه تنها ارزش خود را از دست می‌دهد، بلکه فلسفه وجودی بلاکچین را نیز نقض می‌کند.

بر همین اساس، نویسنده معتقد است همان‌گونه که هیچ بلاکی به صورت منفرد معنا پیدا نمی‌کند، نمی‌توان نخستین پیام ساتوشی ناکاموتو را نیز صرفاً با تمرکز بر یک تیتر تحلیل کرد و سایر اجزای پیام را نادیده گرفت. اگر ساتوشی صرفاً قصد اشاره به عبارت «دومین کمک مالی به بانک‌ها» را داشت، درج نام نشریه تایمز و تاریخ دقیق انتشار ضرورتی نداشت. بنابراین می‌توان این احتمال را مطرح کرد که کل صفحه نخست روزنامه تایمز مورخ سوم ژانویه ۲۰۰۹ بخشی از پیام مورد نظر وی بوده است.

در اینجا باید تأکید شود که فرضیات مطرح شده در این نوشتار، برداشت و تحلیل شخص نویسنده است و نه لزوماً دیدگاه رایج در میان پژوهشگران حوزه بلاکچین یا اقتصاد. هدف از این تحلیل، ارائه زاویه‌ای متفاوت برای بازخوانی نخستین پیام خالق بیت‌کوین است.

شماره ۶۹۵۲۳ روزنامه تایمز در تاریخ سوم ژانویه ۲۰۰۹ شامل هفت تیتر اصلی بود:

  1. Chancellor on brink of second bailout for banks
  2. Prepares to send tanks and troops into Gaza
  3. Salman Rushdie: I won’t marry again
  4. Giant killing? Guide to the FA Cup third round
  5. Michael Sheen, Frost, Nixon and me
  6. Working mum’s: so that’s how she does it
  7. Detox in style: the best spas on the planet

از دیدگاه نویسنده، توجه به تمامی این تیترها می‌تواند در فهم لایه‌های پنهان‌تر پیام ساتوشی ناکاموتو مؤثر باشد.

مهم‌ترین تیتر صفحه نخست به بحران بانکی و دومین بسته نجات مالی دولت بریتانیا برای بانک‌ها اختصاص داشت. این موضوع با برداشت رایج از فلسفه بیت‌کوین همخوانی دارد؛ زیرا بیت‌کوین دقیقاً پس از بحران مالی جهانی و در واکنش به بی‌اعتمادی فزاینده نسبت به نظام بانکداری متمرکز متولد شد.

اما تیتر دیگری که توجه نویسنده را جلب می‌کند، تیتر اصلی و حاوی بزرگترین تصویر صفحه نخست یعنی خبر آماده‌سازی اسرائیل برای اعزام تانک‌ها و نیروهای نظامی به غزه است. در آن زمان، حملات گسترده اسرائیل به نوار غزه در جریان بود و تصویر مربوط به این عملیات بخش بزرگی از صفحه نخست روزنامه را به خود اختصاص داده بود.

در این تحلیل، همجواری دو واژه «Bank» و «Tank» در دو تیتر مهم صفحه معنادار تلقی می‌شود. نویسنده معتقد است بانک و تانک، هرچند در دو حوزه متفاوت فعالیت می‌کنند، اما هر دو می‌توانند نماد تمرکز قدرت باشند؛ یکی در عرصه اقتصاد و دیگری در عرصه نظامی. از این منظر، بانک‌ها از طریق نظام پولی فیات، خلق پول و سازوکارهای مالی، و تانک‌ها از طریق قدرت سخت و نظامی، ابزارهایی برای اعمال سلطه محسوب می‌شوند.

نویسنده همچنین به تکرار واژه «Second» در تیتر مربوط به کمک مالی دولت به بانک‌ها و مفهوم «Again» در تیتر مربوط به سلمان رشدی توجه می‌کند. به اعتقاد وی، این تکرار می‌تواند بخشی از شبکه‌ای از نشانه‌ها و ارتباطات نمادین موجود در صفحه نخست روزنامه باشد.

یکی دیگر از تیترهای قابل توجه این شماره، تیتر سوم و مصاحبه با سلمان رشدی است؛ نویسنده کتاب «آیات شیطانی» که پس از فتوای تاریخی رهبر وقت ایران یعنی امام خمینی (ره) علیه وی، به یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز جهان اسلام تبدیل شد.

نویسنده مقاله معتقد است تشابه آوایی میان عبارت «سلمان رشدی ناکام» و «ساتوشی ناکاموتو» ممکن است حاوی نوعی کنایه یا بازی زبانی باشد. هرچند چنین برداشتی قابل اثبات نیست، اما از منظر نمادشناسی مورد توجه قرار گرفته است.

تیتر دیگر صفحه نخست که میتواند بحث استفاده از نمادهای آوایی را تقویت نماید مربوط به مسابقات جام حذفی انگلستان یا FA Cup است. نویسنده به این نکته اشاره می‌کند که اختصار «FA» در استاندارد ایزو ۶۳۹ به زبان فارسی نیز اختصاص یافته است. از نظر وی، کنار هم قرار گرفتن این اختصار با سایر تیترهای صفحه می‌تواند در چارچوب یک تحلیل نمادین مورد بررسی قرار گیرد.

با این حال، مهم‌ترین بخش این تحلیل به تاریخ انتخاب‌شده توسط ساتوشی ناکاموتو بازمی‌گردد.

سوم ژانویه ۲۰۰۹ برابر با چهاردهم دی‌ماه ۱۳۸۷ و بیست و یکمین سالگرد ابلاغ پیام تاریخی امام خمینی به میخائیل گورباچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی است. در آن پیام، رهبر وقت ایران روح الله موسوی خمینی فروپاشی نظام کمونیستی را پیش‌بینی کرده و جمله مشهور «کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ جستجو کرد» را مطرح کرده بود؛ عبارتی که کمتر از دو سال بعد، با فروپاشی شوروی، تحقق یافت.

نویسنده این پرسش را مطرح می‌کند که آیا انتخاب سوم ژانویه توسط ساتوشی ناکاموتو صرفاً یک تصادف بوده است یا آنکه وی آگاهانه این تاریخ را برگزیده است؟

اگر پیام رهبر انقلاب ایران پایان یک نظام اقتصادی و سیاسی مبتنی بر کمونیسم را پیش‌بینی می‌کرد، آیا ممکن است ساتوشی ناکاموتو نیز با خلق بیت‌کوین درصدد به چالش کشیدن نظام سرمایه‌داری مبتنی بر بانکداری متمرکز و پول فیات بوده باشد؟

از نگاه نویسنده، تیتر اصلی روزنامه تایمز درباره نجات بانک‌ها، در کنار سایر تیترهای مرتبط با غزه، سلمان رشدی و سایر موضوعات، مجموعه‌ای از نشانه‌ها را تشکیل می‌دهد که در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند؛ درست همان‌گونه که بلاک‌های یک زنجیره در کنار هم ارزشمند می‌شوند.

بر این اساس، نویسنده احتمال می‌دهد که پیام نانوشته ساتوشی ناکاموتو چیزی فراتر از انتقاد به یک سیاست اقتصادی خاص بوده باشد. شاید وی قصد داشته است همان‌گونه که در اواخر قرن بیستم پایان کمونیسم مطرح شد، در آغاز قرن بیست و یکم نیز آغاز افول نظام سرمایه‌داری مبتنی بر بانکداری متمرکز را به تصویر بکشد.

در این چارچوب، نویسنده این فرضیه را مطرح می‌کند که شاید جمله نانوشته‌ای در پشت نخستین بلاک بیت‌کوین پنهان باشد:

»کاپیتالیسم مبتنی بر نظام بانکی متمرکز را نیز باید روزی در موزه‌های تاریخ جستجو کرد. «

درستی یا نادرستی این فرضیه نیازمند پژوهش‌های بیشتر است. اما آنچه مسلم است این است که بیت‌کوین و فناوری بلاکچین، صرفاً یک نوآوری فنی نیستند؛ بلکه پدیده‌ای هستند که طی عمر کوتاه خود دولت‌ها، بانک‌های مرکزی، بازارهای مالی، دانشگاه‌ها، حوزه‌ها و محافل دینی و نهادهای قانون‌گذاری سراسر جهان را با پرسش‌های بنیادین مواجه کرده‌اند.

شاید به همین دلیل باشد که بازخوانی دقیق نخستین پیام ساتوشی ناکاموتو و بررسی تمام اجزای آن، نه فقط برای فعالان حوزه ارزهای دیجیتال، بلکه برای اقتصاددانان، سیاست‌پژوهان، قانون‌گذاران و اندیشمندان علوم اجتماعی و مذهبی نیز اهمیت ویژه‌ای داشته باشد.

حمید رابعی  ، کارشناس ارشد برنامه ریزی و مدیریت شهری

Rabei.ir

حتما ببینید

انتشار کتاب از تنگه هرمز تا تنگه بیت‌کوین توسط حمید رابعی

مقدمه: ازتنگه هرمز تا تنگه بیت‌کوینآیا ساتوشی ناکاموتو مسیر یک گذرگاه جدید قدرت اقتصادی را …

اشاره ساتوشی ناکاموتو بیش از حد به ایران نزدیک است

صفحه‌ای که بیش از حد به ایران نزدیک استشاید مهم‌ترین نکته‌ای که در بررسی صفحه …

دیدگاهتان را بنویسید