مقدمه:
ازتنگه هرمز تا تنگه بیتکوین
آیا ساتوشی ناکاموتو مسیر یک گذرگاه جدید قدرت اقتصادی را برای ایران طراحی کرده است؟
در روزهایی که اهمیت راهبردی تنگه هرمز بار دیگر در کانون توجه رسانههای جهان قرار گرفته است، شاید زمان آن رسیده باشد که به پدیدهای دیگر نیز از همین زاویه نگاه کنیم؛ پدیدهای که نه نفت، بلکه سرمایه، اطلاعات و قدرت اقتصادی از آن عبور میکند.
اگر تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی جهان است، آیا بیتکوین و بلاکچین را نیز میتوان «تنگه هرمز اقتصاد دیجیتال» نامید؛ گذرگاهی که در حال تغییر مسیر جریان ثروت و قدرت در جهان است؟
این مقاله در پی اثبات چنین ادعایی نیست، بلکه فرضیهای را مطرح میکند که شاید در نگاه نخست غیرمنتظره به نظر برسد: آیا میان نخستین پیام ساتوشی ناکاموتو، برخی رویدادهای مرتبط با ایران و تحولات بزرگ اقتصاد سیاسی جهان ارتباطی وجود دارد؟
پیام جنسیس؛ آیا فقط یک تیتر بود؟
ساتوشی ناکاموتو در نخستین بلاک بیتکوین جملهای را ثبت کرد که بعدها به یکی از مشهورترین پیامهای تاریخ فناوری تبدیل شد:
“The Times 03/Jan/2009 Chancellor on brink of second bailout for banks”
بیشتر تحلیلگران این پیام را اشارهای مستقیم به بحران مالی ۲۰۰۸ و انتقادی به سیاست نجات بانکها توسط دولتها میدانند.
اما پرسش اینجاست که اگر هدف ساتوشی تنها اشاره به بحران بانکی بود، چرا علاوه بر تیتر، نام روزنامه تایمز و تاریخ دقیق انتشار آن را نیز ثبت کرد؟
از نگاه نویسنده، این موضوع میتواند نشانهای باشد که ساتوشی تنها به یک جمله اشاره نمیکرد، بلکه مخاطب را به مشاهده کل صفحه نخست آن شماره از روزنامه دعوت میکرد.
فلسفه بلاکچین؛ چرا باید کل صفحه را دید؟
در منطق بلاکچین، هیچ بلاکی به تنهایی معنا پیدا نمیکند. اعتبار هر بلاک از ارتباط آن با بلاکهای قبل و بعد شکل میگیرد.
بر همین اساس میتوان این فرضیه را مطرح کرد که نخستین پیام ساتوشی نیز نباید صرفاً در قالب یک تیتر منفرد تفسیر شود، بلکه باید در بستر کامل ارجاعی که ارائه کرده است مورد مطالعه قرار گیرد.
اگر چنین باشد، صفحه نخست روزنامه تایمز مورخ سوم ژانویه ۲۰۰۹ خود به بخشی از پیام تبدیل میشود.
صفحهای که بیش از حد به ایران نزدیک است
شاید مهمترین نکته این باشد که بخش قابل توجهی از مهمترین تیترهای صفحه نخست تایمز در آن روز، به شکلی قابل تأمل با مهمترین مواضع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ایدئولوژیک رهبران جمهوری اسلامی ایران همپوشانی پیدا میکنند.
نخستین تیتر به بحران بانکها و کمک مالی دولت به نظام بانکی اختصاص داشت؛ موضوعی که در نگاه بسیاری از منتقدان، نمادی از بحران ساختار سرمایهداری مالی و بانکداری متمرکز محسوب میشود.
تیتر مهم دیگر به اعزام تانکها و نیروهای اسرائیلی به غزه مربوط بود؛ موضوعی که مستقیماً با یکی از محوریترین مواضع جمهوری اسلامی ایران، یعنی حمایت از فلسطین و مخالفت با سیاستهای اسرائیل ارتباط پیدا میکند.
در همان صفحه، تیتر دیگری به سلمان رشدی اختصاص داشت؛ شخصیتی که از زمان صدور فتوای تاریخی امام خمینی به یکی از شناختهشدهترین نمادهای منازعات فرهنگی و اعتقادی جهان معاصر تبدیل شده است.
اما شاید مهمتر از همه، خود تاریخ انتخابشده باشد.
سوم ژانویه ۲۰۰۹ مصادف با بیست و یکمین سالگرد پیام تاریخی امام خمینی به میخائیل گورباچف بود؛ پیامی که در آن فروپاشی کمونیسم پیشبینی شد و بعدها به یکی از مشهورترین اسناد سیاسی قرن بیستم تبدیل گردید.
بدین ترتیب، در یک صفحه روزنامه و در یک تاریخ مشخص، موضوعاتی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند که هر یک به نحوی با مهمترین مواضع اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژیک رهبران جمهوری اسلامی ایران پیوند پیدا میکنند: نقد نظامهای اقتصادی مسلط، مسئله فلسطین، موضوع سلمان رشدی و سالگرد پیام گورباچف.
بانکها و تانکها؛ دو ابزار قدرت
از نگاه نویسنده، شاید جالبترین همجواری این صفحه قرار گرفتن دو تیتر مهم در کنار یکدیگر باشد؛ بحران بانکها و اعزام تانکها به غزه.
در این چارچوب، بانک نماد قدرت مالی و تانک نماد قدرت نظامی است.
یکی از طریق سازوکارهای پولی و دیگری از طریق قدرت سخت عمل میکند؛ اما هر دو میتوانند ابزارهایی برای اعمال نفوذ و شکلدهی به نظم جهانی باشند.
بیتکوین در چنین تفسیری، تلاشی برای ایجاد ساختاری خارج از نظام بانکی متمرکز تلقی میشود؛ ساختاری که قصد دارد قواعد انتقال ارزش را بازتعریف کند.
آیا ساتوشی فقط یک تیتر را انتخاب کرده بود؟
نویسنده این مقاله ادعا نمیکند که ساتوشی ناکاموتو در انتخاب تاریخ سوم ژانویه ۲۰۰۹ یا ارجاع به روزنامه تایمز، لزوماً قصد اشاره به همه این موضوعات را داشته است.


اما پرسش همچنان باقی است:
اگر قرار بود فردی در آغاز پروژه بیتکوین صفحهای از یک روزنامه را بهعنوان یک پیام نمادین انتخاب کند، احتمال گرد آمدن این حجم از موضوعات مرتبط با ایران در یک صفحه تا چه اندازه میتواند صرفاً یک تصادف باشد؟
آیا ساتوشی تنها به بحران بانکها اشاره میکرد یا میخواست تصویری بزرگتر از تحولات قدرت در جهان را نشان دهد؟
از تنگه هرمز تا تنگه بیتکوین
ایران به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی خود بر یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان یعنی تنگه هرمز تسلط دارد.
اما این مقاله پرسش دیگری را مطرح میکند:
آیا ممکن است در همان زمان که تنگه هرمز یکی از کانونهای قدرت ژئوپلیتیکی جهان بود، اندیشهای نیز در حال شکلگیری بوده باشد که یکی از مهمترین گذرگاههای اقتصاد دیجیتال جهان را بنیان نهد؟
گذرگاهی که نفت از آن عبور نمیکند، اما سرمایه، اطلاعات و ارزش اقتصادی از آن عبور میکنند.
شاید به همین دلیل بتوان بیتکوین را «تنگه بیتکوین» نامید؛ گذرگاهی نوین که نقش آن در اقتصاد دیجیتال قرن بیست و یکم، یادآور نقش تنگه هرمز در اقتصاد انرژی جهان است.
و شاید مهمترین پرسش همچنان بیپاسخ باقی مانده باشد:
آیا ساتوشی ناکاموتو تنها یک تیتر روزنامه را در بلاک جنسیس ثبت کرد، یا آنکه کل صفحه نخست تایمز را به عنوان پیامی رمزنگاریشده برای آیندگان برگزید؟


آکادمی رابعی اخبار ، مقالات ،آثار و برنامه های مهندس حمید رابعی