چرا ملاقات حضرت آیت الله العظمی سیستانی با پاپ فرانسیس مهم است

سفر پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان به عراق، یکی از مهمترین رخدادهای روزهای آینده عراق است. اتفاقی که می تواند هم جایگاه عراق را به عنوان یک کشور اسلامی و عربی در منطقه تقویت کند و هم می تواند توجه‌ها را به این کشور جنگ زده و آکنده از مشکلات داخلی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی معطوف کند. یکی از اهداف اصلی پاپ از سفر به عراق توجه ویژه به مسیحیان این کشور است که به صراحت از آن صحبت به میان آمده. مسیحیان عراق در سال‌های اخیر به دلیل فشارهای تروریسم به شدت آسیب دیده اند و مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده‌اند. رهبر کاتولیک‌های جهان امیدوار است با سفر خود به عراق به ویژه رفتن به شهر اور، زادگاه ابراهیم خلیل (ع) بتواند ضمن دادن روحیه معنوی به آنان، مسیحیان را مجاب کند که ترک وطن نکنند و همچنان به عنوان بخشی از جامعه عراق حضور خود را در این کشور حفظ کنند.

اما آنچه به این سفر اهمیتی دو چندان می دهد، دیدار پاپ فرانسیس با آیت الله العظمی سیستانی در نجف اشرف است که بنا به اخبار قرار است در منزل ایشان با معظم له ملاقات کند؛اگرچه دیدار هیاتی از واتیکان از حرم علوی این گمانه را تقویت کرد که احتمال دارد این دیدار در بارگاه امیرالمومنین(ع) انجام شود. اگر پاپ در حرم علوی با مرجع شیعیان عراق ملاقات کند هم اهمیت این سفر را بیش از پیش افزایش می دهد. نجف اشرف نماد مذهبی شیعیان جهان است و بارگاه امیرالمومنین (ع) در قلب آن جای دارد و دیدار رهبر مسیحیان با مرجع شیعیان در آنجا اهمیتی مضاعف دارد.

اما اگر پاپ با آیت الله العظمی سیستانی در منزل ایشان ملاقات کند نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. آیت الله العظمی سیستانی از زمان سقوط رژیم بعث در سال ۲۰۰۳ تاکنون عموما خانه نشین هستند و به جز دو بار و گهگاهی که در اوقات خاص به زیارت بارگاه امیر المومنین (ع) می روند از خانه خارج نمی‌شوند. منزل معظم له در مجاورت و مشرف به حرم علوی است و اکثرا زیارت خود را از منزل انجام می دهند.

حضور پاپ در منزل ایشان از جایگاه و اهمیتی نشان دارد که آیت الله العظمی سیستانی در عراق و حتی در سطح جهان تشیع از آن برخوردار است. اکثر رهبران جهان برای ملاقات با پاپ به واتیکان می روند یا اگر پاپ به جایی سفر کند رهبران دینی و شخصیت‌های سیاسی در محلی رسمی با او ملاقات می‌کنند. حضور او در منزل آیت‌الله العظمی سیستانی نشان می‌دهد که پاپ نیز می‌داند جایگاه ایشان تا چه اندازه مهم و برجسته است تا آنجا که حاضر است خرق عادت کند و در منزل ایشان با معظم له ملاقات کند.

تاکنون سابقه نداشته که پاپ در منزل یکی از رهبران دینی اسلامی حضور یابد، حتی اگر با رهبران اهل تسنن هم ملاقاتی داشته این ملاقات اکثرا در واتیکان انجام شده است. دیدار او با آیت الله العظمی سیستانی آن هم در منزل ایشان، نشان از اهمیتی دارد که مرجعیت شیعه در سپهر دینی جهان اسلام پیدا کرده و رهبر مسیحیان را به این باور رسانده است که دیدار با او می تواند به گسترش صلح، میانه روی، تسامح و تساهل و آشتی و مراودات مسالمت آمیز میان ادیان کمک کند. برای همین سفر پاپ به نجف اشرف و دیدارش با آیت الله العظمی سیستانی را باید به فال نیک گرفت و آن را فراتر از یک واقعه بین المللی و دولتی به سود بیت شیعی جهان تشیع دانست.

هادی سروش در یادداشتی به مناسبت سفر پاپ فرانسیس به عراق و دیدار با آیت الله سیستانی آورده است: آیات قرآن در جهت توسعه و عمق نگاه ما به «اهل کتاب» یعنی کسانی که دارای مکتب الهی هستند ، تاثیر غیر قابل انکاری دارد و ما را بدان دعوت نموده است.

بجاست در کنار آیاتی که از فساد و تباهی برخی از اهل کتاب پرده برمی دارد، به آیاتی که نشان از روحیه معنوی و انسانی برخی از آنان نیز می باشد توجه شود. نمونه ای از آیاتی که برخی از اهل کتاب بخاطر رفتار انسانی شان ستوده شده اند، از این قرار است:

الف ) در رابطه با «امانتدارى»؛ قرآن بدین شکل برخی از آنان را می ستاید که اگر دینارهاى فراوانى‌ به امانت به آنان داده شود به صاحبانش بازمى‌گردانند: «و مِن اَهلِ الکِتبِ مَن اِن تَأمَنهُ بِقِنطار یُؤَدِّهِ اِلَیکَ». (سوره آل عمران/۷۵)

ب ) در رابطه با «برخوردارى از مکارم اخلاقى»؛ قرآن گروهى از اهل‌ کتاب را به سبب برخوردارى از صفت پسندیده «پاسخ بدی را بخوبی دادن»، ستایش می کند: «اَلَّذینَ ءاتَینهُمُ الکِتبَ… و‌یَدرَءونَ بِالحَسَنَهِ السَّیِّئَه». (سوره قصص/۵۴)

ج ) و نیز «انفاق»؛ دیگر صفت خوب جمعی از آنان است که در قرآن فرمود: «و مِمّا رَزَقنهُم یُنفِقون». (قصص/۵۴)

در نهج البلاغه آمده؛ امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر که عازم مصر بود و مصر جایگاه زیست اقوام و نحل و مکاتب دینی گوناگون بوده، می فرماید: «مردم، دو دسته هستند یک دسته [ مسلمان و] برادران دینی شمایند، و دسته دیگر [ گرچه مسلمان نیستند] اما همانند شما در مخلوق خدا بودن هستند»؛ النّاسُ صِنْفان؛ إمّا أَخٌ لَکَ فی‌الدِّیْنِ أو نَظِیرٌ لَکَ فی الخَلْق.(نامه/۵۳)

این نگاه امام اول شیعیان در بین ما شیعیان و کشورهای اسلامی با هم کیشان خود و نیز با کشورهای غیر اسلامی مغفول مانده است!

به تعبیر بلند قرآن اگر مجاهدان دینی و انسانی نباشند شرایط زیست برای دیگر ادیان هم فراهم نمی شود. و مهم در این آیه، کلمه «الناس» است که آمده تا کسی مجاهدان را منحصر به مسلمانان نکند، چنین فرمود؛ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ .. اگر مجاهدات مردمان نبود چیزی از کلیسا و بِیَع و مساجد باقی نمی ماند.( حج/۴۰)

چرا که ظالمان در ظلم خود، نسبت به هر اتحاد و انسانیت و معنویتی، حساس و هراسناک هستند!

اینجاست که سزاوار است همانطوریکه در بنرهای منصوب در شهر نجف دیده می شود، از مجاهدت های بزرگ فرزندان اسلام قدرشناسی شود که نمونه آن شهیدان سلیمانی و ابومهدی مهندس است.

سفر جناب پاپ به عراق و ملاقات با آیت الله سیستانی یک اتفاق بسیار پر جاذبه ای است که انظار مذهبیون و سیاسیون جهان را به خود جلب نموده تا جاییکه خبر مهم و اول جهان در این روزها بشمار می رود.

این ملاقات تاثیرات مهمی می تواند داشته باشد؛
یکم‌) ازسویی شرح صدر و توسعه ی دید مرجعیت شیعه را می رساند که با چه دوراندیشی و اخلاق محمدی (ص) و سیره علوی(ع) پذیرای بزرگترین رهبر مسیحی جهان می شود.

و این پذیرش ملاقات در عصری رقم می خورد که می بینیم؛ داعش به اتهام شرک، گردن می زند و بر باور و روش غلط و ظالمانه خود پا می فشرد و پشت پرده مورد حمایت ارتجاع منطقه! و حکومتهای استبدادی است!

و نیز در عصری که می بینیم؛ برخی از افراد سیاست زده چگونه بر استخوان رقبای سیاست خود هم رحم نمی کنند! در وادی رقابت به همه بایدهای اخلاقی، آتش می کشند!

دوم) این سفر و ملاقات تاثیر بر عراق و شکل گرفتن هم زیستی بهتر بین طوایف دینی و اقوام محلی خواهد داشت، از مسلمان و مسیحی، شیعه و سنی و ایزدی و کُرد و … و طبیعتا از سوی دیگر از روش های تند و تیز اعتقادی و رفتاریی که برخی مسلمانان نسبت به «اهل کتاب» دارند، خواهد کاست.

سوم) این اتفاق تاریخی می تواند تاثیرات منطقه ای هم داشته باشد. منطقه ای که سوریه و عراق مدتهاست در آتشی که حکومت های استبدادی شعله ور کرده اند می سوزد و نیز اختلافات در مانند لبنان جدی تر شده.

چهارم‌) این ملاقات می تواند بر سیاستمداران جهان غرب در اتخاذ روش های مناسب برای تعامل و دوری از جنگ و ارعاب و اتهام نسبت به جهان اسلام تاثیرگذار باشد.

بله، ادعای حاکمان عرب؛ بر جدایی دین از سیاست است اما تاثیر دین و باورهای دینی را نمی توان در جهان تعاملات سیاسی نادیده گرفت. همانطوریکه جدیت ورود مذهبیون در سیاست قابل انکار نیست. نمونه آن رای قابل توجه مذهبیون آمریکایی در انتخابات اخیر امریکا به ترامپ است.

امید است که این برنامه زیبای تاریخی که در پرده نمایان آن گفتگوی ادیان بین دو زعیم دینی است، درپس آن؛کمک به هم زیستی بهتر و دوری از جنگ و آتش و ویرانگی است، مورد استقبال گروه های تندرو نیز قرار گیرد و خدای نخواسته دستاوردهای آن را به خاطر مسائل جناحی و شخصی و سیاسی داخلی تخریب نکنند.

یک جمله و جمله آخر ؛ «زعیم نجف»، درس زعامت می دهد.

ماموستا دکتر عابد نقیبی؛ عضو مجمع علمای جهان اسلام، رییس شورای فتوای علمای اهل سنت سقز و از اندیشمندان گفت وگوی بین الادیانی و تقریب مذاهب  درباره اهمیت دیدار دو رهبر دینی جهان سخن گفته است.

دیدار امروز آیت الله سیستانی و پاپ فرانسیس چه نتایجی برای آینده جهان اسلام و دنیای مسیحیت خواهد داشت؟

دیدار دو شخصیت مذهبی بزرگ دنیا تاثیر مهمی در روابط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بین پیروان ادیان اسلام و مسیحیت خواهد گذاشت.

علت این تاثیرگذاری را باید در شخصیت ارزنده آیت الله العظمی سیستانی دربین مسلمانان جهان و نیز اهمیت جایگاه پاپ میان مسیحیان جست. علاوه بر این دیدگاه آیت الله درخصوص روابط انسانی بسیار قابل توجه است. ایشان جمله معروفی دارند که «افراد یا برادر دینی شماست یا انسانی مانند شما». این بیان و دیدگاه آیت الله ریشه در آیات قرآن و سایر کتب آسمانی دارد. 

خداوند در قرآن می فرماید و لقد کرمنا بنی آدم…، خداوند در قرآن از کرامت انسان سخن می گوید و بنی آدم را خطاب قرار می دهد که انسان با هرگرایش و دین و مذهبی را شامل می شود. من معتقدم این دیدار در راستای همین نگاه آسمانی است و «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم» است. علاوه براین دیدار دو شخصیت مذهبی بزرگ دنیا از ابعاد دیگری نیز  قابل بررسی است، تغییر جغرافیای سیاسی دنیا و منطقه و همچنین تغییرات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جهان بعد از گسترش ویروس کرونا در جهان موجب تغییر جهان بینی و سبک زندگی مردم دنیا با هر گرایش دینی و مذهبی شده است. این اتفاقات یکسال اخیر تلنگری به انسانها بود که دیگر از موضع قدرت بشری به رویدادها نگاه نکند، در برابر قدرت لایزال الهی سر تعظیم فرود آورد و به این باور برسد که همه با هم برابر و برادر هستیم.

امیدوارم این دیدار موجب شود تا این رویکرد تقویت شود و انسان ها به نقطه مشترکی در باب انسانیت و حفظ کرامت و آرامش جامعه بشری دست پیدا کنند. دنیای عاری از جنگ و تنش سیاسی را برای دنیا و بخصوص منطقه ما رقم بزند. سیاستمداران باید از این دیدار ارزشمند درس تعامل با یکدیگر و ملتها را بیاموزندتا هدف ادیان ابراهیمی که سعادت بشر در دنیا و آخرت است تحقق پیدا کند. این دیدار آموزه های زیادی برای ما دارد از جمله پرهیز از نژاد پرستی و برتر دانستن پیروان ادیان بر دیگری. این آموزه ها همان فرمایشی است که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده است و لقد کرمنا بنی آدم.

هدف همه پیامبران از آدم تا خاتم توحید و یکتا پرستی بوده است و براساس فهم و درک مردم هر دوره این هدف بیان شده است. در زمان پیامبرخاتم(ص) این دستورات الهی به تکامل رسید و بشر نیز از نظر فهم و درک به حدی از تکامل رسید که دیگر نیازی به فرستاده بعدی نبود. این فلسفه و حکمتی است که ادیان آسمانی به دنبال آن بودند. دیدار امروز آیت الله العظمی سیستانی و پاپ فرانسیس در ادامه و تایید این نگاه است.

همه انسانها از این دیدار انتظار دارند که سعادت انسان و حقوق برابر برای جامعه بشری مورد تاکید قرار گیرد. واقعیت این است که بیشتر مردم جهان دین خود را به صورت توارثی دریافت کرده اند مثلا اگر من از پدر و مادرمسیحی به دنیا می آمدم ممکن بود امروز مسیحی باشم مگر اینکه هدایت خدا شامل حال من می شد. با توجه به این واقعیت زندگی مردم دینا باید دیدگاه عالمان دینی در راستای احترام متقابل پیروان ادیان و ارزش نهادن به عقاید یکدیگر باشد. آنچه امروز در دنیای غرب به بهانه آزادی بیان نسبت به عقاید مسلمانان رخ می دهد و توهین هایی که حتی از سوی برخی کشیش های تند رو به مقدسات ما می شود باید متوقف شود. چون قطعا این گونه رفتارها تنها به نفع استعمار و سیاستهای استکبار است. رهبران دینی باید گامهای محکمی برای جلوگیری از دین در راستای اهداف سیاستهای استعماری و استکباری بردارند.

*این دیدار چه پیامدهایی برای تقویت گفت و گوی ادیان و نهایتا نظم زندگی مردم منطقه خواهد داشت؟

یکی از اهداف ادیان ایجاد نظم در زندگی اجتماعی است و زمانی که بین پیروان ادیان صلح و دوستی برقرار نباشد این نظم مد نظر ادیان آسمانی و مکاتب بشری چون بودا، کنفسیوس و مانی دچار اختلال می شود و این ادیان از هدف خود دور می شوند.

ریشه همه ادیان یکتا پرستی، معاد و نوع دوستی است یعنی آنچه برای خود می طلبید برای دیگران هم بخواهید. گفت و گوی ادیان با توجه به این مشترکات، در ابتدا تاکید بر وجود این مشترکات است و در گام بعدی تقویت مبانی اندیشه ای ادیان.

هنر و سینما می تواند یکی از حلقه های مهم اتصال جامعه بشری و پیروان ادیان باشد. ساخت سریال ها و فیلم های سینمایی درباره موضوعات مشترک بین الادیانی می تواند دنیای بدون جنگ و صلح مدار را پیش روی انسان ها قرار دهد. اتفاق خوبی که در سینمای ایران رخ داده است ساخت سریالی چون مردان آنجلس و یا فیلم سینمایی مریم مقدس یکی از این رویدادهای هنری مبارک است که باید ادامه یابد.

وقتی همه ما از سرچشمه الهی سیراب می شویم و بستر برای زندگی مسالمت آمیز و عاری از خشونت فراهم است باید از عالمان دینی بخواهیم این ریشه های مشترک را معرفی کنند و از طرف دیگر هنرمندان با هنر خود به تقویت و توسعه این نگاه کمک کنند.

*با توجه اهداف استعمار از ایجاد جنگ های مذهبی در دنیا آیا این رویکردهای رهبران ادیان می تواند مانع تحقق رویای استعمار شود؟

قطعا همینطور است. در آموزه های دینی ما توهین به مقدسات نهی شده است زیرا اگر حرف حق هم زده شود با توهین راهی نخواهد یافت بنابراین گفت و گوی بین الادیانی و احترام متقابل انسان ها به یکدیگر خواست پروردگار و پیامبران است.

امروز حکام جهان باید در سیاستهای خارجی و داخلی خود این موضوع را لحاظ کنندکه به بدون احترام به ارزشهای ملتها و پیروان ادیان نمی توان دنیای عاری از خشونت را شکل داد. من معتقدم استکبار بیشترین ضربه را از دیدار امروز آیت الله سیستانی و پاپ می خورد زیرا تبعات آن سیاستهای استعماری را با چالش جدی مواجه خواهد ساخت.

جریان های تندروی اسلامی و یهودی دست پرورده استعمار است. جریان داعش و یا یهودیان تندور که فقط خود را قبول دارند تنها جاده صاف کن استعمار هستند چون هیچ دینی قایل به این نوع نگاه نیست. کانال های ماهواره ای مذهب علیه مذهب برای همین خواسته ها راه اندازی شدند. امیدوارم این دیدار باعث بشه که جنگ مذهبی برچیده شود. چون سرویس های جاسوسی پشت پرده این جنگها قرار دارند و با برنامه ریزی برای اقتصاد خود حرکت می کنند.

*برای تداوم رویکرد گفت وگوی ادیان چه پیشنهادی دارید؟

این دیدارها نباید حالت نمادین داشته باشد. و باید تدوام داشته باشد. احترام متقابل پیروان ادیان با این دیدار تقویت می شود. لذا کنار هم نشستن دو رهبر دینی تاثیر خود را خواهدگذاشت. هنر، سینما و رسانه باید برای تحقق این خواسته در خط مقدم حرکت کند و در کنار عالمان دینی به شکل گیری دنیای بدون جنگ کمک کنند.

بی‌بی‌سی نوشت: پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک های جهان، روز جمعه (۵ مارس) در قالب سفری سه روزه وارد عراق می‌شود. این اولین بار است که پاپ پس از ۱۵ ماه اعمال محدودیت‌های قرنطینه در اروپا از واتیکان خارج می‌شود. پاپ فرانسیس قرار است با مقامات عراقی، اسقف‌های کلیسای کاتولیک عراق، اقلیت مسیحی این کشور دیدار کند.

رهبر کاتولیک های جهان همچنین در شهر نجف با آیت الله علی سیستانی، مرجع با نفوذ شیعه، دیدار و گفتگو خواهد کرد.

خبرگزاری رسمی واتیکان جزئیات سفر رهبر کلیسای جهانی کاتولیک به عراق را منتشر کرد. مصطفی کاظمی، نخست وزیر عراق، در فرودگاه بغداد از پاپ استقبال خواهد کرد و پس از آن قرار است مراسمی رسمی با حضور مقامات عراقی و رهبران کلیسای کاتولیک عراق در کاخ ریاست جمهوری این کشور برگزار شود.

سفر به ناصریه مرکز استان ذی قار و بازدید از شهر باستانی اور، ملاقات عمومی با مسیحیان در شهر اربیل و دیدار با مقامات سیاسی و مذهبی اقلیم کردستان عراق، از دیگر بخش‌های این سفر سه روزه است.

اما مهمترین بخش اعلام شده‌ی این سفر، ملاقات با آیت الله علی سیستانی در نجف است که برای روز دوم برنامه ریزی شده است.

دیدار تاریخی با آیت الله سیستانی
خبرگزاری فرانسه به نقل از لوئیز یاکو، اسقف اعظم کلیسای کلدانی عراق، با تایید این خبر اعلام کرد که این ملاقات به صورت خصوصی و بدون رعایت تشریفات معمول بین دو رهبر برگزار می‌شود.

اسقف یاکو گفت: «طی این ملاقات دو رهبر قرار است سند اخوت برای صلح جهانی را به امضا برسانند».

آیت الله سیستانی به ندرت با مقامات سیاسی و مذهبی دیگر کشورها ملاقات می‌کند

اشاره یاکو به سندی است که پیش از این در سال ۲۰۱۹ به امضای شیخ احمد الطیب مفتی اعظم الازهر مصر، مهمترین مرکز دینی اهل سنت، رسیده بود. در این سند خشونت و افراطی‌گری مذهبی مورد نکوهش قرار گرفت.

با این حال یک مقام مذهبی شیعه در نجف به عرب نیوز گفته است که قرار نیست سندی امضا شود و آیت الله سیستانی تنها به ارائه پیامی لفظی اکتفا می‌کند.

این ملاقات در حالی برگزار می‌شود که آیت الله سیستانی به ندرت با مقامات سیاسی و مذهبی دیگر کشورها ملاقات می‌کند. به عنوان آخرین نمونه، اخیرا گزارش هایی در برخی رسانه‌ها مبنی بر امتناع آیت الله سیستانی از ملاقات با ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران در سفرش به عراق منتشر شده بود.

کارشناسان معتقدند دیدار دو رهبر دینی می‌تواند تا حدود زیادی تنش‌های فرقه‌ای در عراق را کاهش دهد. تنش هایی که پس از حمله‌ی آمریکا و بریتانیا به عراق در سال ۲۰۰۳ شعله ور شد و با هجوم داعش به شمال عراق در سال ۲۰۱۴ گسترش بی سابقه‌ای یافت.

برخی تحلیل‌گران مسائل عراق معتقدند که خطر شعله ور شدن جنگ های فرقه‌ای که در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۶ جان بسیاری از شهروندان این کشور را گرفت و آسیب‌های زیادی به جامعه مسیحیان این کشور زد، یکی از عوامل اصلی سفر پاپ فرانسیس به عراق و ملاقات با مرجع پر نفوذی مانند آیت الله علی سیستانی است.

سفری برای بازگشت امید
بر اساس آمار، پیش از حمله داعش به عراق در سال ۲۰۱۴ نزدیک به یک و نیم میلیون مسیحی در عراق زندگی می‌کردند که امروز تنها چهارصد هزار نفر از این اقلیت در عراق باقی مانده اند. با گذشت نزدیک به هفت سال از این حمله، هنوز آثار آن در شهر موصل، بزرگترین مرکز زندگی مسیحیان عراق قابل رویت است.

پاپ فرانسیس گفته است: «مدت‌هاست در انتظار ملاقات با مردمی است که رنج فراوانی را تحمل کرده‌اند».

پس از حمله داعش بسیاری از مسیحیان موصل کشته و بسیاری دیگر به شهر اربیل در اقلیم کردستان عراق گریختند – جایی که امروز میزبان یکی از بزرگترین جوامع مسیحیان عراق است.

بشار وردا، اسقف اعظم کلیسای کاتولیک اربیل، دربا‌ره‌ی سفر پاپ فرانسیس به این شهر به ناسیونال کاتولیک ریپورتر گفت: «پاپ برای ملاقاتی رودررو با مسیحیان به اربیل می‌رود تا نشان دهد که به رنجی که دیده‌اند اهمیت می‌دهد». پیش از این نزار الخیرالله قائم مقام وزارت خارجه عراق در گفتگو با پایگاه خبری البغداد الیوم گفته بود: «سفر پاپ به عراق تاریخی خواهد بود و تاثیر چشمگیری بر حمایت از مسیحیان این کشور خواهد داشت».

مخاطرات سفر پاپ به عراق

سفر رهبر کاتولیک های جهان به عراق همزمان با اوج گیری مجدد همه گیری کرونا در این کشور اتفاق می افتد. بحرانی که دولت عراق را واداشت تا مقررات جدید قرنطینه و منع رفت و آمد شبانه را به اجرا بگذارد. این مقررات شامل تعطیلی موقت مساجد و کلیساها تا اطلاع ثانوی می‌شود.

با این وجود قرار است سفر پاپ به عراق با رعایت موارد بهداشتی برگزار شود. وزارت امور خارجه عراق اعلام کرد تمام همراهان پاپ و مقامات مذهبی و سیاسی که قرار است با او ملاقات کنند پیش از سفر واکسینه شده و از آنهایی که امکان واکسیناسیون ندارند، تست کرونا گرفته می‌شود.

شیوع ویروس کرونا، تنها خطر پیش روی پاپ و همراهانش در سفر به عراق نیست. مشکلات امنیتی و حملات احتمالی تروریستی، مسئله اصلی سفر پاپ به عراق است.

حجت‌الاسلام شهاب‌الدین حائری‌شیرازی در یادداشتی تلگرامی نوشت:

سید عزیز

هنر این است که عراقی نباشی، عرب هم نباشی ودر کشوری که تعصب های عرب و عجم ریشه دارد بدون آنکه جایگاه قانونی داشته باشی ویا نیروی نظامی و یا حتی یک رسانه ای مثل رادیو و تلوزیون، بر عراق حکم برانی بر قلوب ملت عراق حکم برانی نه بر عراق که بر جهان تشیع.

هنراین است که بدون آنکه خرجی کنی وپیغام وپسغام بفرستی و اصلا بدنبال جمع آبرو و ننگ و نام باشی، اول مرد عالم مسیح که بر قلوب چند میلیارد انسان سوار است به دیدار تو بیاید و آبروی خود را خرج عظمت بیشتر تو کند، که تو آسایش خود را فدای بهبود وضع تمام مردم عراق با هر مسلک و مرام نموده ای.

یَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ ۚ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءًواما…..(۱۷رعد)

خدا براى حق و باطل چنین مثَل زند. اما کف روی آب به کنارى افتد و نابود شود و اما آب یعنی آنچه براى مردم سودمند است در زمین پایدار بماند.

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا(۹۶ مریم)
مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دلها قرار می‌دهد!

محمد رضا مروارید  در یادداشتی با عنوان «از ‌کلیسای سیستین در واتیکان . . .تا بیت آیت‌الله سیستانی در نجف» مینویسد :

در فیلم سینمایی «دو پاپ» و در صحنه‌ای که «پاپ بندیکتِ شانزدهم» و «خورخه ماریو برگولیو» کاردینال آرژانتینی، بر نیمکت‌های باغی سرسبز نشسته‌اند، پاپ که گویی چنان گرم صحبت شده که زمان را به‌کلّی از یاد برده، با پیام هشداری که از ساعت هوشمندش دریافت می‌کند متوجه می‌شود که نشستن کافی است، باید برخاست و راه افتاد که ماندن در حالت قبلی، مایه تنبلیِ جسم است و خستگیِ جان. برگولیو هم به او می‌گوید که «فعلاً نایستید و به حرکت ادامه بدهید»؛ نمادی از ضرورت تغییر رو به جلو.

پاپ که هنوز هم «عوض شدن» را برابر با «سازش» می‌داند و در این باره با برگولیو بحث می‌کند، از وی می‌شنود که: «به نظرم، در عصری که حرکت لازم است، کلیسای شما، کلیسای من، کلیسای ما حتی پاروهایش را هم وارد آب نکرده است»؛ نمادی از پیدایش جرقه‌هایی در میان بالاترین مقامات کلیسا.

روزها بعد، وقتی که پاپ به حکم فشار افکار عمومی ناشی از یک پرونده رسوایی جنجالی، ناچار به کناره‌گیری می‌شود و با رأی کاردینال‌های کلیسای سیستین واتیکان، برگولیو برجای او می‌نشیند، بر اساس آیینی کهن، باید جامه‌ها و لوازم رسمی پاپ سابق را تحویل پاپِ جدید بدهند؛ اما او که به پرهیز از تشریفات شهره است، در میان لوازم دریافتی، فقط آن مچ‌بندِ هوشمند را می‌گیرد و بس؛ نمادی از پذیرش این تغییر.

رفتارهایی که در این فیلم از پاپِ جدید سر می‌زند و سخنانی که از زبان وی شنیده می‌شود، تازه است: از تماشای فوتبال در کافه تا سفارش خرید پیتزا از رستوران محله‌ای در واتیکان، و از گفتن این جمله که «کلیسا نباید به وسیله‌ای برای دیوار کشیدن بین انسان‌ها تبدیل شود؛ مگر مسیح دیوار می‌ساخت؟ او بخشنده بود، و بخشندگی دینامیتی است که دیوارها را فرو می‌ریزد» تا رساندن این پیام که «دوری از انعطاف، با اصل دین که برای نزدیک کردن انسان‌ها آمده است منافات دارد»؛ نمادی از گفتمانی تازه.

به روایت نویسنده «دو پاپ»، کاردینال برگولیو که از آن روز نام «فرانسیس» را برای خود برگزیده، در میان پوشاک و لوازم رسمیِ مقام جدید، از پذیرفتن کفش‌های قرمزِ پاپ نیز خودداری می‌کند و کفش‌های سیاه و چرمیِ خودش را راحت‌تر می‌داند؛ نمادی از اصلاح رفتارهای سنتی.

بیرون از فضای فیلم، وی از ۱۲ مارس ۲۰۱۳ بدین سو، همواره این ویژگی خود را حفظ کرده و با رفتن به کشورهای مختلف و نشستن با این و آن، پیوسته کوشیده است که با باور به ضرورت تغییر، از جای برخیزد و حرکت کند و سخنانی را بر زبان بیاورد که کمتر از زبان کسی چون پاپ شنیده شده است و مثلاً بگوید که «وقتی کلیسا با عقایدِ عصری خاص ازدواج کند، لاجرم در عصر بعد بیوه خواهد شد». اگر او نیز همانند ۲۶۵ رهبر گذشته کلیسای کاتولیک، در همان اولین روزِ انتخاب، پاپوش راحت و آسوده خود را از پا در می‌‌آورد و آن کفش‌های قرمز برّاق را می‌پذیرفت و می‌پوشید، محال بود که بتواند در این سال‌های پیشواییِ کاتولیک‌ها، خود را به میان توده‌های مردم بکشاند و اکنون در هشتمین سال انتخابش، لَختی در «شارع الرسول» نجف قدم بزند و برای رقم زدن اتفاقی تاریخی، شیب کوچه باریک بیت آیت‌الله سیستانی را بالا برود و با ایشان به گفت‌وگو بنشیند؛ نمادی از آغاز عصری نوین.

پاپ در این سفر که از دو سال پیش برای آن برنامه‌ریزی شده، دیدار با کسی را در دفتر خود یادداشت کرده است که با دیدگاهی روشن و شفاف، همواره بر «نقش پیروان تمامی ادیان و مذاهب و گروه‌های مختلف» و «اراده و خواست همه طوایف و نژادهای ملت عراق در ساختار جدید حاکمیت آن کشور» تأکید کرده و «گفت‌وگو را شیوه‌ای استوار برای همدلی و حل مشکلات» دانسته است. بی‌تردید، پافشاری پیوسته آیت‌الله سیستانی بر «رعایت اصول تکثر و عدالت و برابری»، در کنار «احترام به بنیان‌های دینی عراقیان، به عنوان مسئولیت نیروهای سیاسی و اجتماعی و کنشگران عراقی»، و به‌ویژه «موضع‌گیری در برابر کوچ دادن مسیحیان عراق از سرزمین مادری‌شان»، از انگیزه‌هایی بوده که پاپ را به شهر نجف و دیدار با ایشان کشانده است.

پاپ فرانسیس با پذیرش تغییر رویکردِ واتیکان از شکل سنتی به دیپلماسیِ دینی، اکنون در عراق است؛ خاستگاه یکی از درخشان‌ترین تمدن‌های باستانی و زیستگاه پیروان ادیان آسمانی و طیفی از مذاهب و فرقه‌ها؛ از مسلمان و مسیحی و یهودی تا صابئی و ایزدی و دیگران، و او به سان کسی که به این گفتمان تازه و اصلاح رفتارهای سنتی و آغاز عصر نوین باور یافته، دیدار با رهبران و رهروان این ادیان و مذاهب را در برنامه خود دارد، تا نشان دهد که کلیسای تحت رهبری او شرایط و لوازم عصری‌شدن را پذیرفته و از بیم بیوه‌شدن، نمی‌خواهد که با عقاید دوره‌ای خاص ازدواج کند، بلکه با همگان خواهد نشست و خواهد برخاست و حرف‌های آنان را خواهد شنید و ایده‌های خود را با ایشان در میان خواهد نهاد و به عقیده‌های ایشان گوش خواهد سپرد.

او در این سفر، با زلالی و بی‌آلایشی و سادگی زیستِ مرجعیّتی روبه‌رو است که سال‌ها در باره وی شنیده و نقش‌آفرینیِ بی‌بدیلش در مهارِ حکیمانه بحران‌هایی هولناک را در دوران گذارِ این کشور تمدن‌ساز و در عین حال بحران‌خیز دیده است. نفس این سفر، حتی اگر با مقایسه بیت آیت‌الله سیستانی در نجف و کلیسای سیستین در واتیکان، به تحوّلی بی‌درنگ نینجامد، باز هم رخداد خجسته و مبارکی است که در تاریخ به یادگار خواهد ماند؛ مبارک‌تر اما آن است که پیامد دیدارهای این سفر، نه فقط در خبرها و گزارش‌ها و در تحلیل‌ها و تصویرهای رسانه‌ای، بلکه در بستر جامعه جهانی و در میان نخبگان و توده‌های منطقه بازتاب روشنی پیدا کند و برق آن در چشم مردمی – از هر دین و آیین – بدرخشد که سال‌ها است با رنج‌های برآمده از خودکامگی و افراط‌گرایی و بی‌کفایتی و خشونت و اشغال و ترور و مظلومیت و محرومیت زیسته‌اند، و برای گذر از این همه سختی، قربانی‌هایی بسیار داده‌اند.

در پیِ این دیدار، اینک نوبت مردان و زنان تأثیرگذار در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی است که در یک‌صداییِ مناره‌ها و ناقوس‌ها، همدلی و یکپارچگی و صلح و دوستی را در عمل به صحنه آورند و فراموش نکنند که آیت‌الله سیستانی سال‌ها پیش، در پیامی به مناسبت درگذشت پاپ یوحنّا پولس دوم، بشریت را بیش از هر زمان دیگر، نیازمند تلاش جدّی و پیگیر، به‌خصوص از سوی رهبران دینی و معنوی دانست و پس از آن، سخنان پاپِ سابق همزمان با ماجرای تصویرهای موهن در برخی از مطبوعات غربی را مایه آسیب فراوان به فرصت‌های همزیستی میان مسلمانان و مسیحیان برشمرد و رهبران دینی و سیاسی غرب را به اصلاح موضع‌گیری‌ها و اتخاذ تدبیر مناسب برای جبران گذشته‌ها فرا خواند. شاید درک همین ضرورت از سوی رهبران جدید واتیکان بوده است که برای نخستین بار آنان را وداشته تا آهنگ عراق کنند و نجف و واتیکان آشکارا نشان دهند که گفتمان صلح و دوستی را، نه فقط در پشت درهای بسته مراکز و نهادها و نشست‌ها و همایش‌های رنگارنگ، بلکه باید در کنش‌های ارتباطات انسانی و گفت‌وگوهای واقعی جست‌وجو کرد و تنها با تعمیم این رویکرد در میان توده‌ها است که می‌توان تحولی امیدآفرین را انتظار داشت.

در دیدار نجف چهره‌هایی جهان‌نگر و صلح‌اندیش، با مشخصه منطق و خردورزی، و رواداری و میانه‌روی، و تواضع و فروتنی کنار هم نشسته‌اند؛ و همین نکته است که شعله امید را در دل مردم زنده نگه می‌دارد و آهنگ فردایی بهتر را در گوش آنان زمزمه می‌کند؛ مشروط به آن که این راه ادامه یابد و نخبگان بکوشند تا بر این حرف‌های بازیگر نقش فرانسیس، پیش از نشستن بر مسند پاپ، نقطه پایان بگذارند که می‌گفت: «ما دیوارهایی را پیرامون خود برافراشتیم و در تمام این مدت خطر واقعی در میان خود ما بود.. همین جا .. کنارمان».

سهند ایرانمهر در یادداشتی تلگرامی با عنوان «سفر پاپ فرانسیس به عراق» نوشت:

پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک های جهان، امروز برای سفری سه روزه وارد عراق می‌شود. این اولین بار است که پاپ پس از ۱۵ ماه اعمال محدودیت‌های قرنطینه در اروپا از واتیکان خارج می‌شود. پاپ فرانسیس قرار است با مقامات عراقی، اسقف‌های کلیسای کاتولیک عراق، اقلیت مسیحی این کشور دیدار کند.

رهبر کاتولیک های جهان همچنین در شهر نجف با آیت الله علی سیستانی، مرجع با نفوذ شیعه، دیدار و گفتگو خواهد کرد.

خبرگزاری رسمی واتیکان جزئیات سفر رهبر کلیسای جهانی کاتولیک به عراق را منتشر کرد. مصطفی کاظمی، نخست وزیر عراق، در فرودگاه بغداد از پاپ استقبال خواهد کرد و پس از آن قرار است مراسمی رسمی با حضور مقامات عراقی و رهبران کلیسای کاتولیک عراق در کاخ ریاست جمهوری این کشور برگزار شود.

سفر به ناصریه مرکز استان ذی قار و بازدید از شهر باستانی اور، ملاقات عمومی با مسیحیان در شهر اربیل و دیدار با مقامات سیاسی و مذهبی اقلیم کردستان عراق، از دیگر بخش‌های این سفر سه روزه است.

اما مهمترین بخش اعلام شده‌ی این سفر، ملاقات با آیت الله العظمی علی سیستانی در نجف است که برای روز دوم برنامه ریزی شده است.

محمّدجعفرِ امیرمحلّاتی، استاد دانشگاه در الهیات صلح نوشت:

روز یکشنبه ۲۶ بهمن‌ماه ۱۳۹۹، خبری منتشر شد تحت عنوان «سفیر عراق در واتیکان: آیت‌اللّه سیستانی و پاپ فرانسیس سندِ ’برادری انسانی‘ امضا می‌کنند».

این خبر به نقل از رحمان العامری، سفیر عراق در واتیکان، درج و پیش‌بینی شده بود که این سند در دیدار قریب‌الوقوع پاپ از عراق به امضای پاپ و مرجعیت عالی شیعه در عراق برسد. چند روز بعد تکذیبیه ای در رسانه ها منتشر شد که دیدار یا امضای سند برادری را منتفی دانست. اینکه امضای آن سند که نشانه ارتقای تمدنی در گفتگوی بین الادیان است رخ دهد یا نه، چیزی از اهمیت و ضرورت آن می­کاهد. نوشته زیر برای نسلی و رهبرانی است که به جهان پسا جنگ و دوستی به مثابه جهان بینی می­اندیشند.

این نگارنده، که چندی در سمت سفیر در سازمان ‌ملل حضور داشته‌ام و در تصویب قطعنامۀ ۵۹۸ و برقراری صلح بین ایران و عراق کوشیده‌ام و نیز قریب ۱۴ سال است که به تدریس الاهیّات صلح و دوستی اشتغال دارم، با خواندن خبر فوق متوجّه نیاز جدّیِ الاهیّات صلح جهانی به اصطلاح‌پردازی کارگشا در روابطِ انسانی شدم. هم‌زمان، از دوستی فرهیخته پیامی دریافت کردم که «ای‌کاش، به‌جای ترکیبِ ’برادری انسانی‘ در سند توافقیِ پاپ و آیت‌اللّه سیستانی از اصطلاح ’دوستی‘ استفاده شود». سخن ایشان را تأیید و دلایل خود را، به‌شرح زیر، خدمتشان ابراز داشتم.

از میان مقاله‌هایی که در دوستی‌پژوهیِ نوین، به طور برجسته، تأثیرگذار بوده‌اند، نوشته خانم سیبل شوارزنباخ، استاد دانشگاه شهر نیویورک، است که تحت عنوان «برادری، همبستگی، و دوستی شهروندی»، منتشر شده و ترجمۀ آن در کتاب دوستی در سپهر اندیشگی شرق و غرب آمده است.

در این مقاله، نویسنده بیان می‌دارد که چرا بسیاری از فلاسفۀ معاصر و مصلحین اجتماعی نیاز به اصطلاح و مفهومی دارند که موجب تحکیم قوام اجتماعی مردمان در یک واحد سیاسی (مثلاً اتحادیه، کشور یا جامعه‌ای کوچک‌تر) شود. به سبب همین نیاز، فلاسفۀ اجتماعی عمدتاً به سراغِ سه اصطلاح «دوستی شهروندی» در آثار ارسطو؛ «اخوّت یا برادری» در آثار روسو و جان رالز؛ و بالأخره، «همبستگی» در آثار فلاسفۀ مارکسیست رفته‌اند.

به‌نظر خانم شوارزنباخ، از بین سه اصطلاح پُرطرف‌دار، دوستیِ شهروندی (Civic Friendship)، بنا به دلایلی چند، بر دو اصطلاح دیگر مُرَجَّح است. در مورد «برادری» -که به‌صورت یکی از شعارهای اصلی در انقلاب فرانسه به کار رفت، و در برخی متون الاهیّاتی هم مورد توجّه است، چند نکته وجود دارد. مهم‌ترینِ آنها، این است که برادری بارِ سنگینِ جنسیّتی دارد و بیان‌گرِ روابطِ دوستانۀ خواهران نیست. دیگر اینکه، بیشتر در چهارچوبِ نظامات دینی بکار می­رود. بنابراین، بخشی از جوامع را از شمولِ توجّه خارج می‌کند. از این گذشته، برادری نوعی ارتباط خونی را به ذهن متبادر می‌سازد و بسیاری را از حیطۀ خویشاوندی خارج می‌کند. همچنین، برادری در حزب نازی آلمان نیز مورد استفاده بوده. به نظر نویسنده، شاید به همین دلایل شعارهای سه‌گانۀ انقلاب فرانسه ــ یعنی «آزادی، برابری و برادری» ــ در اعلامیّۀ استقلال آمریکا به سه شعارِ «زندگی، آزادی و جست‌وجوی شادی» تبدیل شد.

شوارزنباخ، معتقد است که به دلیل اشکالات فوق، اصطلاح برادری – که در قرن هجدهم میلادی، مورد استفادۀ فلاسفه و فعّالانِ سیاسی بود – در قرن نوزدهم کم‌کم جای خود را به اصطلاحات «وحدت» و «همبستگی» داد. همبستگی، عمدتاً به مدد نوشته‌های فلاسفۀ سیاسی مارکسیست رواج یافت، زیرا این دسته از فیلسوفان می‌پنداشتند که فراخوان مدرن برای تثبیت حقوق فردی و شهروندی باید از مفاهیم جزئی‌نگر، اعم از قومیّت، نژاد، سرزمین، یا مالکیّتِ خاص، فراتر باشد. همبستگی، در نگاه فلاسفۀ قرنِ نوزدهم، مستلزمِ «با هم ایستادن»، «نبرد برای آزادی انسان از بردگی»، یا «مقابله با لشکر سرکوب‌گران» بود. این اصطلاح، در قرن بیستم، بیشتر در اتّحادیّه‌های کارگری و جنگ‌های ضداستعماری به‌کار رفت.

بدین ترتیب، گرچه دامنۀ شمول کلمۀ همبستگی فراتر از برادری است، اصطلاحِ شامل و کاملی برای در بر گرفتنِ کلِّ جوامع انسانی نیست؛ بلکه بیشتر در فضای روابط اقتصادی- استعماری تعریف شده و مستلزمِ نوعی مبارزه طبقاتی و نبردهای فراملیتی است.

و امّا دوستیِ شهروندی نیز، که مورد نظر ارسطو بود، در عمل، به‌شدت نخبه‌گرا بود و عدّۀ بسیاری را خارج از معادلۀ خود قرار می‌داد. مثلاً ارسطو، برابری انسانی با بردگان را برنمی‌تافت. با این وجود، میان سه اصطلاح اشاره شده، کلمۀ دوستی، در مفهوم مدرن آن، خیلی بهتر و شامل‌تر از اصطلاحات برادری و همبستگی به نظر می‌رسد؛ زیرا در دوستی، سه‌گانۀ «آگاهیِ متقابل از برابریِ اخلاقیِ دیگری»، «حُسن‌نیّتِ متقابل نسبت به آنها»، و «رفتار متقابلاً سودمند» در جامعه رایج­تر و شامل­تر است.

مهم است که خوانندگان توجّه کنند که برخی از خشونت‌پژوهانِ معاصر ــ مثل هانا آرِنت، اسلاوُی ژیژِک، و بیونگ چول‌هان ــ در آثار خود، نسبت به سوءاستفاده از اصطلاحات برادری، همبستگی، و عشق به همسایه ــ که از اصطلاحات مهم مسیحی است ــ هشدار داده‌اند.

ژیژِک، در نقد اصطلاح مسیحیِ “عشق به همسایه” می‌گوید که نفسِ تصوّر همسایه، متضمّنِ خروجِ غیرهمسایه از شمول نگاه عاطفی است. او می‌گوید که عشق به همسایه بدونِ تصوّرِ دشمنی متجلّی نمی‌شود و لذا مشکلِ این اندیشه ضرورتِ وجودِ دشمنان است. این همان مشکلی است که کارل اِشمیت ــ اثرگذارترین فیلسوف سیاسی قرن بیستم ــ با آن درگیر بود و نمی‌توانست وحدت ملّی را بدون وجود دشمن ملّی تصور و تصدیق کند.

پس از ملاحظات فوق، این سؤال مطرح می‌شود که اگر بخواهیم در بیانیّۀ مشترک یا سند توافقی فرضی بین پاپ و آیت الله بدیلِ شامل‌تر و کامل‌تری برای اصطلاح «برادری انسانی» به‌کار بگیریم، چه ترکیبی را جایگزین کنیم؟

به‌نظر نگارنده، ترکیب «دوستی جهان‌وندی» (Cosmopolitan Friendship)، بسیار بهتر از اصطلاحاتِ شهروندی، برادری، همبستگی، وحدت و غیره ایفای نقش می‌کند.

برای این پیشنهاد دلایلی چند دارم:

کلمۀ دوستی ریشه‌های بسیار استواری در فرهنگ ایران باستان، فرهنگ اسلامی، و نیز در فرهنگ یونانی دارند و کلّیّۀ ادیانِ ابراهیمی نیز از آن استقبال کرده‌اند. یاد آوریم که بنیان گذار مذاهب ابراهیمی از خداوند لقب خلیل (دوست) گرفت. جناب پاپ می‌داند که آخرین سخن حضرت مسیح(ع) به حواریون، طبق روایت انجیل، این بود: «اکنون که من پیامِ الهی را به طور کامل به شما ابلاغ کرده‌ام، شما را از این ‌پس دوست می‌نامم».

حکمای اسلامی نیز از موضوعِ دوستی در اندیشۀ ارسطویی استقبال کرده‌اند و امثال ابوعلی مسکویه، راغب اصفهانی، و نصیرالدین طوسی بر غنای آن افزوده‌اند (نگاه کنید به کتاب دوستی، به‌مثابه‌ جهان‌بینی).

واژۀ دوستی نه‌تنها انسان‌ها، بلکه عالَمِ طبیعت را در بر می‌گیرد و فعّالان محیط‌زیست را همراه می‌کند. کلمۀ جهان‌وند، در قیاس با کلمۀ شهروند، گسترۀ مفهومی کلان‌تری دارد. اگر شهروند به حقوق و مسئولیّت‌های ملّیِ خود واقف است، جهان‌وند با نگاه به کل جهان به‌مثابه وطن انسان، به حقوق و مسئولیّت‌های فراسرزمینیِ خود آگاه است و عمل می‌کند.

امضای یک پاپ و یک آیت‌اللّه بر سند «دوستیِ جهان‌وندی» – هرگاه که رخ دهد- می‌تواند منشور ملل متّحد را نیز ارتقا دهد و بشارت‌دهندۀ مودّت جهانی باشد.

مجید مرادی در کانال تلگرامی قنات نوشت:

امروز ۱۵ اسفند ۹۹ روزی تاریخی در روابط اسلام و مسیحیت است. روزی است که پاپ در شهر نجف به دیدار نماینده اسلام معتدل در روزگار ما آیت الله سیستانی می رود. به دیدار بزرگمردی که در باره او باید گفت انه مثل الکعبه یزار و لا یزور (مانند کعبه است که با او ملاقات می کنند و به ملاقات کسی نمی رود).

امروز جای بسی خوشوقتی است که این نماد درخشان اسلام همانند خانه کعبه دل ها و عقل ها را به سمت خود می کشد. قدرت منطق سخن و رفتار این مرجع بزرگ بود که بزرگ ترین شخصیت دینی مسیحیت را به دیدار او راغب کرد. او امروز فراتر از جایگاه مرجعی شیعی می تواند به شایستگی جهان اسلام را نمایندگی کند. زیرا هیچ گاه خود را در مرزهای مذهبی زندانی نکرده است. او کسی است که به اهل سنت می گوید شما مایید و ما شماییم! و به مسیحیان می گوید شما بخشی از مایید و ما بخشی از شما!

چرا آیت الله سیستانی در چشم دیگران هم این قدر عزیز است؟ پاسخ به این پرسش نیازمند فرصتی کافی است اما عجالتا باید گفت که تاریخ شهادت خواهد داد که آیت الله، حکیم ترین رهبر دینی ای است که عراق در بیش از هزار سال اخیر به خود دیده است. این مرجع بزرگ هیچ گاه دین را سدی در برابر آزادی قرار نداد و با استحصال بی رویه و نفرت آفرین از شریعت اسلام زندگی را برای مردم ناگوار نکرد. در دام اتوپیای مرحوم محمدباقر صدر نیفتاد که راه نفس کشیدن را هم به روی مردم می بندد. آیت الله سیستانی مایه الفت ملت عراق با هر گرایش مذهبی و غیر مذهبی شد. او مانع مشارکت سیاسی غیر مومنان نشد و دیدیم که نه تنها سکولارها که حتی لائیک ها هم پس از آزادی عراق از چنگال دیکتاتور خونخوار صدام حسین به مناصب بالای سیاسی رسیدند و آیت الله به گرمی از آنان استقبال و از آنان حمایت کرد. دولتی که پس از صدام حسین روی کار آمد وزیر کمونیست هم به خود دیده است اما آیت الله، سلفی نبود تا گریان شود و گریبان بدرد.

آیت الله سیستانی دین را چماقی ایدئولوژیک برای کوفتن بر سر دیگران و دستمایه تفرقه افکنی و نفرت پراکنی و تبعیض و ستم و سلب حقوق و به جان هم افتادن مردم نکرد و در مقابل اشغالگر چه از نوع امریکایی و چه از نوع داعشی اش سکوت نکرد و در مواجهه با اولی مبارزه منفی و در مقابل دومی مبارزه مثبت را در پیش گرفت.

امروز پاپ رهبر مذهبی کاتولیک های جهان به دیدار آیت الله سیستانی می رود تا گامی بلند در پیوند اسلام و مسیحیت رقم خورد. این دو دین عمق راهبردی یکدیگرند و مولفه های مشترک اخلاقی و معنوی فراوان دارند. در دنیایی که طعم خشونت مذهبی را در دهه های آغازین قرن بیست و یکم به تلخی چشیده است نیاز به همدلی و هم سخنی رهبران دینی جهان بیش از پیش ضروری جلوه می کند.

منزل استیجاری آیت الله در نجف امروز میزبان پاپ است که این توفیق را خواهد داشت تا با فرزند محمد (ص) که خانه و زندگی اش شبیه فرزند مریم مقدس است دیدار کند. گویی به قول اخوان ثالث در جهان دیگری هستیم!

و به قول او:

باز می لرزد، دلم، دستم

باز گویی در جهان دیگرى هستم

های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ!

های! نپریشی صفای زلفکم را، دست!

آبرویم را نریزی، دل!

ای نخورده مست!

لحظه دیدار نزدیک است

دیدگاهتان را بنویسید

logo-samandehi