شگفت آن‌که هرمز به نقش زمین ، نماید چو «هشت» از نگار آفرین

به نام خداوند خورشید و ماه
که دارد جهان را به داد و پناه
ز هرمز برآمد خروشی چو شیر
ز دریای نیلی، ز موج دلیر


شگفت آن‌که هرمز به نقش زمین
نماید چو «هشت» از نگار آفرین
نه هشتی که از گردش روزگار
بود بی‌نشان از شکوه و وقار


که هشت است و یادآورِ هشتمین
فروغ ولایت، امامِ امین
خراسان بود گنبد آفتاب
ز نورش جهان گشته چون سیم ناب


دلِ شیعه گوید به مهر و یقین
نگهبان این مرز، آن نازنین
اگر اژدها سر برآرد ز کین
اگر دیو تازد به خاک زمین


اگر دشمن آرد طمع بر گذر
به هرمز، به دریا، به موج و کمر
نخستین نگهبان، خداوند پاک
سپس مردِ ایمان، دلیران خاک


به نام رضا، دل شود استوار
چو کوه دماوند در کارزار
نه از بیم طوفان، نه از بانگ تیر
نه از خشم ناو و نه آهنگ شیر


بماند خلیج از گزند بدان
به عزم دل‌های روشن‌روان
جهان داند این مرزِ دریای نور
نگردد به بیداد دشمن عبور


چو ایران بپاید ره راستی
بماند بلند از بدی، کاستی
هم ایران بماناد و هم آب و خاک
به داد و خرد، دور از آشوب و باک

حتما ببینید

سال‌ها بلاتکلیفی مالکان اراضی شاهنامه ۳۵ مشهد

وقتی حریم برق و گاز، حق مالکیت را متوقف می‌کند سال‌ها بلاتکلیفی مالکان اراضی شاهنامه …

لیندزی گراهام ، درگذشت

پرونده لیندسی گراهاممیراث یکی از سرسخت‌ترین حامیان سیاست فشار و تقابل با جمهوری اسلامی ایرانلیدلیندسی …

دیدگاهتان را بنویسید