مجو مجو پس از این زینهار راه جفا

 

  • دیوان شمس/
  • غزلیات – قسمت چهارم/

شماره ۶٧٣: بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی
عجب عجب که برون آمدی به پرسش من
ببین ببین که چه بی طاقتم ز شیدایی
بده بده که چه آورده ای به تحفه مرا
بنه بنه بنشین تا دمی برآسایی
مرو مرو چه سبب زود زود می بروی
بگو بگو که چرا دیر دیر می آیی
نفس نفس زده ام ناله ها ز فرقت تو
زمان زمان شده ام بی رخ تو سودایی
مجو مجو پس از این زینهار راه جفا
مکن مکن که کشد کار ما به رسوایی
برو برو که چه کژ می روی به شیوه گری
بیا بیا که چه خوش می خمی به رعنایی

 

حتما ببینید

اُعیذُ نَفسی وَ أهلی وَ مالی وَ وُلدی و جَمیعَ ما تَلحَقُهُ عِنایتی و جَمیعَ نِعَمِ اللّهِ عِندی بِبِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

امام زین العابدین (ع) در قالب دعایی به آثار «بسم الله الرحمن الرحیم» اشاره کرده …

اُعیذُ نَفسی وَ أهلی وَ مالی وَ وُلدی، و جَمیعَ ما تَلحَقُهُ عِنایتی، و جَمیعَ نِعَمِ اللّهِ عِندی، بِبِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ.

امام زین العابدین (ع) در قالب دعایی به آثار «بسم الله الرحمن الرحیم» اشاره کرده …

دیدگاهتان را بنویسید